الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

40

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

شاهد گفتار ما است . ايشان فرموده : اين‌گونه قضايا مابازائى و تكيه‌گاهى ندارند به جز شهرت و مشهور بودن نزد عقلاء بحيث كه اگر انسان خودش باشد و عقل او يا وهم و حس او ، و مصلحت يا مفسده نوعيه را در نظر نگيرد چنين حكمى نخواهد داشت . خواجه نصير الدين طوسى هم كه شارح منطق اشارات است در اين معنا با ابن سينا موافقت نموده است . 3 - گاهى سبب و علت حكم عقل عملى به حسن و يا قبح برخى از اعمال وجود يك سلسله خلقيات انسانى است كه در درون جان همه انسانها هست . مثلا خلق شجاعت در همگان موجود است و لذا همگان شجاعت را حسن و بايسته مىدانند و حكم مىكنند كه ينبغى فعله و يا خلق كرم و بخشندگى در همگان هست و لو بطور متفاوت و لذا حكم مىكنند به حسن آن . و متقابلا همه انسانها جبن را قبيح مىشمارند و امساك را تقبيح مىكنند و آن را لا ينبغى فعله مىدانند . حال اين‌گونه احكامى كه عقلاى عالم به مقتضاى خلق انسانى دارند دو گونه است : 1 - تارةً عقلاى عالم اين احكام را كه دارند ، صرفا به مقتضاى داشتن آن خلق انسانى است بدون اينكه ملاحظه كنند مصلحت و مفسدهء نوعيه را و يا كمال و نقص نوعى را . 2 - و تارةً اين حكم از عقلا صرفا و محضا بخاطر داشتن آن خلق انسانى نيست بلكه علاوه بر اين جنبهء مصلحت و مفسده نوعيه را و يا كمال و نقص نوعى را در نظر مىگيرند و با اين ملاحظه حكم مىكنند به حسن و يا قبح . به لحاظ اولى خلقيات از محل بحث خارج بوده ولى به لحاظ دوم داخل در محل بحث است و در حقيقت برگشت مىكند به سبب اول و دوم و شق مستقلى نخواهد بود . سپس جناب مظفر مىفرمايد : نحوه حكم خلق انسانى را بر اين احكام در كتاب المنطق جزء سوم آورده‌ام فراجع و خلاصه مطلب اين است كه : مشهور علماء خلق را معنا كرده‌اند به اينكه : خلق عبارتست از ملكه‌اى كه در سايه تكرار افعال و كارها براى انسان حاصل مىشود و بتوسط آن انسان به آسانى يك سلسله كارها را انجام مىدهد مثلا كسى كه بار اول مىخواهد كرم و بخشندگى به خرج دهد ، براى او دشوار است . چون مال است و جان نيست كه به